نمیدونم چی بگم...
نمیدونم از کجا بگم...
خیلی سخته دیر بفهمی بعضی چیزا رو...
خیلی سخته شرمنده ی کسی باشی که لحظه لحظه نفس کشیدنت رو مدیونش باشی
منو ببخش که توی تمام لحظه هایی که کنارم بودی و حست میکردم ...فکر میکردم باهاتم و نبودم...
خدای قشنگم بی نهایت شرمندتم... بی نهایت...
ازت مچکرم آقای فرج الله سلحشور
بابت همه خوبی هات
"روحت شاد"
برچسب: دلنوشته های دلنشین,دلنوشته های زیبا,دلنوشته های عاشقانه,دلنوشته های غمگین,دلنوشته ها,دلنوشته های تنهایی,دلنوشته های ریحانه جباری,دلنوشته های دلتنگی,دلنوشته های کوتاه,دلنوشته های سوگلی,
نویسنده: کاوه ابراهیمی